آی کیف میکنم از این وبلاگای خاک گرفته، آی کیف میکنم میکنم،

با اینکه هنوز نمیشه به اینجا گفت خاک گرفته، اما در حدی هست که بشه با یه کم آبپاشی اون بوی خوب رو ازش در آورد!

آدم همینه دیگه، خوب میشه، بد میشه، عصبانی میشه و یا شایدم خوشحال بشه!

چند روز پیش  action فیلم "مودیلیانی" رو نشون میداد، میدونی چرا واسم جالب بود و الان دارم راجع بهش مینویسم؟ چون تا قبل از دیدن اون فیلم حس بدی نسبت به مودیلیانی داشتم! اما الان کاملا" برعکس در موردش فکر میکنم!

دوباره نشستم به کتاب خوندن! اول "دو زن" رو خوندم، یه رمان ایتالیایی که حوصلمو سر برد! اما الان دارم "مرد تکثیر شده" رو میخونم، این بد نیست، خیلی آدم رو یاد "Fight Club" میندازه، واسه همین فکر میکنم هرچی پیش برم جالب تر بشه.

طبیعت آروم من رو وقتی میبینی که مشغول خوندن یه کتاب باشم! بی سر و صدا میشم در حد مرگ! آروم و آروم و آروم.

از این آب و هوای قبل از عید هم متنفرم! یه حس گند و مسخره رو به آدم القا میکنه!

میدونی دلم میخواست الان کجا بودم؟ دلم واسه ی شمال لک زده، دلم میخواد برم 2 ماه بمونم اونجا! دختر داییم آمل گرافیک میخونه، شاید اون هفته از کاشان زدم و رفتم پیشش.

 

به نظرت چطوری میشه بین اینایی که میگم ارتباط بر قرار کرد؟

 

شباهت-  تیرگی-  گیر افتادن-  ناچاری-  عذر خواهیبخشیدن-  نبخشیدن-  قهوه ی تلخ-  صورت حساب-  حادثه ایثارآبی آسمونی کلید-  مروارید-  رژگونه ی هلوییکرم پودر شکلاتی و رژلب آناناسی!

 

پ.ن: جدیدا" با Beyonce  خیلی حال میکنم! دیدی چجوری میرقصید توی اسکار؟ ویدئوی Single Ladies اش رو هم خیلی دوست دارم، با اینکه خیلی ساده هستش اما خوشگل میرقصه توش ( البته شعرش بیشتر باب میل دختر خانومای بزرگه! زیاد شامل حال ما بچه ها نمیشه!).

 

 

 

 پ.ن: قبول داری که هرکس از یه چیزی زیادتر از حد معمول حرف میزنه یعنی توی اون زمینه کمبود داره؟

 

 

 

پ.ن: با اینکه خیلی سخت بود؛ اما با تلاش زیاد موفق شدم توی این پست از "..." که توی اکثر پست هام به وفور پیدا میشه استفاده نکنم!

 

 

 

پ.ن: این "پ.ن" زمانی داره نوشته میشه که کتابم رو یه کم بیشتر خوندم، ارزش خوندن و ارزش اینکه پیشنهاد بدم بخونی رو داره! فکر میکنم بدت نیاد.