میدونی... بعضی وقتا یه کارایی میکنی که نباید بکنی! :-|
ز پشت کوزه ی پنیر با بچه هاش درومد
بالا گرفت سرش را
پایین گرفت دمش را
سرش را
دمش را
گفت به به چه خوشمزس الهی
گربه موش و نگیره
اگه بگیره بمیره
پ.ن: یه دختر کوچولویی یه شعری واسه من نوشته که بهش قول دادم بذترم توی بلاگم
بیا عزیزم، اینم شعر شما:
موش موش موش اومدز پشت کوزه ی پنیر با بچه هاش درومد
بالا گرفت سرش را
پایین گرفت دمش را
سرش را
دمش را
گفت به به چه خوشمزس الهی
گربه موش و نگیره
اگه بگیره بمیره
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 5:16 PM توسط عاطفه
|