این هفته!
این ترم خدایی خیلی اذیت کردن منو... خلاصه این هفته مدیر گروهم به حمایت از من صداش در اومد و گفت حالا که لجبازی میکنن تا تمام واحد هاتو درست نکنن ولکنشون نمیشم! همون لحظه دلم میخواست یه ماچ بزرگ از لپش بگیرم!
این هفته هفته ی خوبی بود... یه عالمه از ترم بالایی ها که باهاشون بیشتر از هم ترمی های خودم جور بودم اومده بودن واسه کارای فارغ التحصیلی. همش میگفتن "یادش بخیر"! آدم حس میکرد راجع به ۴۰ سال پیش حرف میزنن! وقتی میگفتم آرزومه که جای اونا بودم یه جوری نگام میکردن که... D:
پ.ن: دیشب خواب دیدم اومدم بلاگم رو باز کردم و دیدم قالبش عوض شده! یه قالب صورتی و گل گلی و زشت!!!